سلام پدر من ی 10سالیه ریزش مو سکه ایی داره و چن سالی به بیمارستان مراجعه کرد ولی نتیجه ایی نداشت این ریزش حتی به ریش و ابرو و مژه ام سرایت کرده ایاراه درمانی داره؟
عسگری

سلام آقای دکتر،ببخشید دوست من یکدفعه نابینا شد و بعد از ام آر آی مشخص شد که ام اس دارد.باید چکار کند؟؟؟؟ دوستم سفید پوست و تپل هست
دوست

سلام چند سوال داشتم من برای جوش های صورتم تجویز شده برم زالو درمانی اولین نگرانیم اینه که امکان داره زالویی که قبلا استفاده شده روی صورتم بندازن یا خیر وبعدی اینکه جای زالو گزش زالو ها معمولا تا چه مدت باقی می مونه و اندازه زخم چقدره؟
K_f

باسلام واحترام حجامت قد هر چند وقت است وچه محل هایی انجام گیرد. لطفا نسبتا کامل توضیح بدهید. سپاس از الطاف شما.
یونس

سلام.خدمت جنابتان عرض کنم ک همیشه خسته وسست وبی حال هستم خوابمم خیلی زیاده.هیچ رقمه هم خیتگیم در نمیشه چه راه کار داره این وضعیت من؟باتشکرازلطفتون
رحیم علوی

سلام. لطفا ذکر فرمایید که نوع لیمو، باید لیموی شیرازی (زرد رنگ) lemon باشد و نه لیمو ترش (سبز رنگ) lime. این دو با هم فرق دارن.
نام

سلام من پسر هستم ۲۵ ساله که متاسفانه اندامم زنانه شده و سینه هام دچار ژنیکوماستی شده میخواستم بدونم درمانی هست و با مصرف چیزی میشه وضعیت اندامم مردانه تر بشه یا خیر؟ اگه هست بفرمایید لطفا حتا خجالت میکشم پیش دکتر برم درضمن بنده بدن پرمویی دارم و طبعم سرد و تره
محمد

با سلام و تشکر از سایت خوبتون آقای دکتر من برای سینوزیتم چند سال پیش زالو انداختم و نتیجه ش عالی بود، انگار زالوها همه چرکها رو خوردن، و واقعا لذت بردم. حالا دوباره میخوام زالو بندازم و فقط مشکلم اینه که جای زخمش کلا روی پوستم میمونه و نمیره؛ سوالم اینه که به جز صورت ، جای دیگه ای رو میشه زالو انداخت که برای درمان سینوزیت موثر باشه؟ ممنون از پاسخگویی تون
ح.د

سلام دکتر جان من لوازم بادگش دارم ولی از این جدیدا از فروشگاه خریدم که پیستون اینجور چیزاوداره با اتیش و الکل سر کار نداری فرقی نداره که؟؟خودم میتونم بادکش کنم؟
علی محمدی

سلام.برای از بین بردن الودگی های پوست تخم مرغ فقط جوشاندن در اب کافی نیست؟حتما باید داخل فر هم گذاشته شود؟ من در دوران شیردهی هستم میزان مصرفم چقدر باید باشه؟ ممنون
کریمیان
زندگی استعماری؛ طبّ استعماری
روان‌شناسي غربي و پشت پرده معنويت (مقاله انتخابی)
تعداد: 1 میانگین: 5
[تعداد بازدید : 3331]

[نسخه چاپی]

 

 

 

بسم اللّه الرّحمن الرّحيم 

و صلّي الله علي محمّد و آله الطّاهرين  و لعنة الله علي اعدائهم اجمعين 

 

 

 

 

 

روان‌شناسي غربي و پشت پرده معنويت1

(مقاله انتخابی)

 

 

 

 

 

 

جريمي كارِت و ريچارد كينگ2
 

مترجم: احمد شاكرنژاد3

 

 

 

چكيده
 

 

 

نويسندگان اين مقاله، به پشت‌پرده‌هاي گسترش معنويت نگاهي دقيق مي‌اندازند و نشان مي‌دهند چگونه روان‌شناسي مدرن به عنوان مزدور نظام سرمايه‌داري و ايدئولوژي نوليبرال در جهت خنثي‌سازي وجوه انقلابي و اجتماعي دين عمل مي‌كند. روان‌شناسي از همان ابتدا با توجه زياد به خود فردي، مهم‌ترين نقش را در خصوصي‌سازي دين و تبديل آن به يك امر به كلي فردي ايفا كرد و سبب شد نخبگان حاكم و نظام سرمايه‌داري ديگر از ناحيه دين تهديدي احساس نكنند و البته نيازهاي ديني مردم نيز به شكل سطحي و با مسكني به نام «معنويت»، خاموش نگاه داشته شود. نويسندگان در پايان مقاله و در بيان علت اين امر كه چرا دين امريكايي هميشه قابل ستايش است، اما دين به شيوه موجود در ايران هميشه تهديد به حساب مي‌آيد،بيان مي‌كنند كه دين در امريكا به كلي روان‌شناسي شده و وجوه انقلابي و اجتماعي آن ازاله گشته است. از اين رو، تهديدي براي نظام سرمايه‌داري به حساب نمي‌آيد. در مقابل، دين در ايران بر اساس ساختارهاي اصيل اسلامي است و همچنان وجوه فعال خود را در عرصه سياست و اجتماع حفظ كرده است. از اين رو، با آن مبارزه مي‌شود.

 

 

 

به يقين، كتاب جاده كم‌گذر اثر ام اسكات پِك،4 كتاب پرفروشي در بازار رو به رشد روان‌شناسي و معنويت به شمار مي‌آيد. ميليون‌ها نفر از اين كتاب الهام گرفته‌اند؛ كتابي كه نوعي معنا را در اين جهان اجتماعي پيچيده ارائه كرده است. بنا بر عقيده ويد كلارك روف،5 دين‌پژوه امريكايي، دليلي كه مردم اين كتاب را بسيار مهم و از درون، متحول كننده مي‌دانند، در عبارت آغازين كتاب نهفته است. در عبارت آغازين اين كتاب آمده است: «زندگي سخت است» (تعبير خود پِك از اولين حقيقت شريف آيين بودا). در حالي كه نسل انفجار جمعيت6 در امريكا با مشكلات فرهنگ ثروتمدار و افراط‌ گرا دست و پنجه نرم مي‌كرد، با وجود تمام مزاياي جامعه بازاري، دريافت كه شرايط زندگي‌اش «دشوار» است. اين دريافت القاكننده ترس از گرفتاري در جنگ و قحطي بود كه بر سراسر زندگي آنها سايه انداخته بود.

 

 

 

ام. اسكات پِك، اميدي را براي نسلِ تشنه معنا در ميان جويندگان غربي آن پديد آورد و زمينه‌اي را براي فرزندان اين نسل فراهم كرد تا معناي مشابهي را در دنياي غوطه‌ور در رسانه‌ جست‌وجو كنند. اثر ام. اسكات پِك به عمد يا به سهو، خود را از مشكلات سياسي گسترده‌تر «زندگي سخت» جدا نگاه داشت و به مسائل جزئي‌تر رشد و رفاه شخصي پرداخت. خط‌مشي او، بهره‌برداري از گنجينه‌هاي سنن قديمي و ارائه طرح‌واره‌اي از سير و سلوك روان‌شناسانه و دروني بود. با اين حال، هرچند كام بسياري از مردم با اين نوع از خودآگاهي شيرين مي‌شد، اما تلخ است وقتي درمي‌يابيم كه احياي روان‌درماني سنن قديمي در قرن بيستم ـ البته شايد به سهو ـ زبان خصوصي‌سازي را بر مردم تحميل مي‌كرده است. ام. اسكات پِك‌ به دليل تمام موفقيت‌هايش،‌ بخشي از دنياي «روان‌شناسي شده»7 امريكاي شمالي شد كه جنبه‌هاي اجتماعي و سياسي زندگي را ناديده مي‌گرفت يا دست كم اهميت چنداني براي آن قائل نبود. به عقيده كريستوفر لش،8 اين ميل به فردگرايي، تحول مهمي در فرهنگ شمال امريكا در دهه 1970 بود:
 

 

 

پس از آشفتگي سياسي دهه 60، مردم امريكا به سمت تمايلات به كلي شخصي عقب نشستند. مردم در حالي‌ كه هرگز اميدي به بهبود وضعيت زندگي نداشتند، به اين باور رسيده‌اند كه آنچه از آن برخوردارند، خود ـ بهسازي رواني است؛ يعني آگاهي از احساسات، تغذيه سالم، رفتن به كلاس‌هاي باله يا رقص‌هاي عربي، غوطه‌ور شدن در حكمت شرق، ورزش، يادگيري فن بازگوكردن درون و غلبه بر ترس لذت بردن. اين فعاليت‌هاي بي‌ضرر كه در حد يك برنامه ارتقا مي‌يابند و در پوشش علم فصاحت و بلاغت و ذكاوت قرار مي‌گيرند، نشانه عقب‌نشيني از سياست و انكار گذشته‌اي نه چندان دور هستند.9
 

 

 

 

پِك در كنار توجه دادن به رابطه ميان عالم صغير و عالم كبير حيات، بينش‌هاي ديني باستان را بازسازي كرد و آنها را بر حسب خويشتن روان‌شناختي مدرن قالب‌بندي كرد.

 

براي مثال، پك معتقد بود كه سلامت رواني و رشد معنوي، ما را ملزم كرد تا «دين شخصي خود را داشته باشيم»؛ ديني كه «در اصل از طريق حس پرسش و ترديد ما، در كوران تجربه شخصي از واقعيت، به دست مي‌آيد.»10 او استدلال كرد كه هركس ديني دارد، خواه متعلق به جامعه ‌مؤمنان باشند، خواه نباشند. به اين ترتيب، دين، جهان‌بيني شخصي است كه در بيشتر موارد، در مقابل سنت‌هاي متعصبانه والدين قرار مي‌گيرد. اين نگرش، گرايش خاصي را در فرهنگ انگليسي ـ امريكايي در اواخر قرن بيستم به وجود ‌آورد كه نقش تعيين كننده‌اي در تمايز مفهوم «معنويت» از «دين» داشته است؛ يعني اين مفهوم را القا كرد كه فرد مي‌تواند دين شخصي خود را داشته باشد (يا در اصلاحي خاص‌تر، فرد مي‌تواند معنويت دروني خودش را دارا باشد). جامعه‌شناسي به نام رابرت بلا11 اين پديده فرهنگي را به اقتباس از نام پرستاري اهل كاليفرنيا، «شيلاييسم»12 ناميد. اين پرستار بود كه عقيده ياد شده را اولين بار براي رابرت بلا بيان كرد.
 

 

 

 

پيام پِك نوعي خودباوري است، اما منابع او، از قضا، بينش‌هاي متعصبانه‌اي هستند كه از سنت‌ها و مذاهب مادرها و پدرها به ارث رسيده‌اند. آنچه متفاوت است، قرار گرفتن اين عقايد در ساختاري روان‌شناختي است، نه در بينش‌هايي از همان جنس. بر همين اساس، تحليل اگزيستانسياليستي بودا از زندگي با عنوان دوكا13 (رنج) در چارچوب روان‌شناختي بسيار محدودتري ارائه مي‌شود؛ يعني اين چارچوب كه: «زندگي شخصي/ خصوصي من سخت است». به همين صورت به جاي آنكه شاهد تعيين محل شدن چنين تفكراتي در دغدغه‌هاي عميق‌تر هر سنت خاص باشيم، شكل جديدي از آيين مسيحيت، بودا و تائو بر حسب خويشتن فردي را شاهد خواهيم بود. در اينجا آنچه هرگز مطرح نمي‌شود، اين احتمال است كه خود «زندگي سخت» حاصل درك روان‌شناختي مدرن از خويشتن در جوامع مصرف‌زده غربي است. البته براي مثال، پِك به صراحت بيان مي‌كند كه بينش‌هاي روان‌شناختي او مشابه بينش‌هايي بنيان‌گذاران بزرگ ديني است:
 

 

 

 

در هر حال، اين مفاهيم را پيش از اين، بودا، مسيح، لائوتزه و بسياري ديگر مطرح كرده‌اند. اصالت كتاب حاضر ناشي از اين حقيقت است كه از طريق مفاهيمِ فردي خاصِ زندگي در قرن بيستم، خودم به معناي مشابه دست يافتم كه آن افراد نيز دست پيدا كرده بودند. چنان كه به درك بيشتري نسبت به آنچه اين يادداشت‌هاي امروزي بايد ارائه كنند، نياز داريد، به هر قيمتي پيش برويد يا به متون باستان رجوع كنيد.
 

 

 

 

در اين گفتار قصد نداريم در ارزشي كه كتاب پِك و ديگر آثار كلاسيك، مانند سوپ جوجه براي روح14 براي بسياري از مردم داشته‌اند، ترديد كنيم. بي‌ترديد، اين آثار، مفاهيمي الهام‌بخش را براي جهان سرخورده به ارمغان آورده‌اند، اما از ديدگاه ما اين آثار به جاي پرداختن به مشكلات اجتماعي اصلي (نهفته) كه در وهله اول نياز به چنين آثاري را به وجود مي‌آورند، تسكيني بر دردهاي جامعه مصرف‌كننده هستند. بسياري از آثار مربوط به حوزه‌هاي رايج روان‌شناسي و معنويت نمي‌توانند به فرآيندهاي گسترده‌تري توجه كنند كه بر چنين نوشته‌هايي اثر مي‌گذارند و هرگز به شناسايي مفاهيم سياسي موجود در اين تحقيقات نمي‌پردازند. بايد دانست اين تحقيقات شخصي، فرد را بر اجتماع و سياست ارجح مي‌داند. كتاب پِك، بخشي از موج ادبيات معاصر است كه پاسخ‌هاي خودخوانده به چالش‌هاي زندگي ناشي از نظام سرمايه‌داري مدرن را تحسين مي‌كند. در حقيقت، روان‌شناسي به عنوان رشته مدرني در باب نفس، ابزار سياسي جامعه امروزي است تا تعداد مصرف‌كنندگان را گسترش دهد و از آنها حمايت كند. نبايد اين‌گونه فرض كرد كه روان‌شناسي، بخشي از تبليغات مستقيم دولت است (اگرچه دولت‌هاي غربي از چنين امري براي اهداف نظامي، آموزشي و صنعتي حمايت مي‌كنند)، بلكه روان‌شناسي، سازوكاري از ايدئولوژي گسترده‌تر خصوصي‌سازي و فردي كردن است. فرآيند روان‌شناختي‌سازي را افراد معدودي به وجود نمي‌آورند تا سپس اجرا كنند، بلكه از طريق مجموعه‌اي از خواسته‌هاي نهادينه و نيروهاي تاريخي پديد مي‌آيد. در جامعه غربي پس از جنگ جهاني، كنترل اجتماعي از طريق تقويت قانوني، سياسي و آموزشي خويشتن خصوصي (مصرف‌گرا) تحقق مي‌يابد. پس به اين ترتيب، كنترل گروهي (جمعي) و جمع‌گرايي تنها از ويژگي‌هاي جوامع فاشيست و كمونيست به حساب نمي‌آيند، بلكه اين ويژگي‌ها دوباره پيكربندي و در وراي اصول كاپيتاليستي (سرمايه‌داري)، آزادي فردي و انتخاب آزاد پنهان مي‌شوند. اين حكومت‌هاي سياسي در اصل متفاوت به يك روش يا به يك اندازه، ستمگر نيستند، اما همگي آنها از نظر اجتماعي و با دلايل ايدئولوژيكي (مكتبي)، فرد را زير نظر دارند. فردگرايي روان‌شناختي، شكل جديدي از كنترل جمعي درون جامعه سرمايه‌داري است كه شكلي از فرديت (ذهنيت) را ايجاد مي‌كند؛ فرديتي كه بر اساس آرمان‌هاي آزادي‌خواهانه مصرف‌گرايي بنا شده است. اين فردگرايي، بخشي از زيربناي فلسفه و منطقي را تشكيل مي‌دهند كه نظام‌هاي اقتصادي و سياسي از طريق آنها عمل مي‌كنند. اين شكل از كنترل جمعي، نظريه توطئه كنترل دولتي نيست، بلكه شبكه‌اي از فرآيندهاي مشخص شده به وسيله حاكميت مكتبي و واحد (مشترك) است.15 از اين نظر، پيام «آزادي دموكراتيك» و «فردگرايي» مي‌تواند سازوكارهاي ستمگرانه و شيادانه قدرت يك‌پارچه جهاني را پنهان كند.
 

 

 

 

برخي از اين الگوهاي روان‌شناختي و نهادهاي تقويت‌كننده آنها، زيان‌بار و خطرناك هستند؛ زيرا آنها الگوهايي از انسان بودن را تقويت مي‌كنند كه غوطه‌ور در ايده‌هاي مربوط به خويشتن منزوي است؛ ايده‌هايي كه در برابر آگاهي از همبستگي متقابل اجتماعي قد علم كرده‌اند. مكتب روان‌شناسي مدرن از طريق فرآيند فردي‌سازي،16 از جامعه سرمايه‌داري مصرف‌كنندگان حمايت مي‌كند. البته مشكل فردگرايي يا خصوصي‌سازي در روشي است كه از طريق آن، فرد به عنوان واحدي منحصر در خود در نظر گرفته مي‌شود؛ نوعي خويشتن دربسته و منزوي در مقابل خويشتن جوياي ارتباط و وابسته. مسئله دشوار و چالش برانگيز به ويژه براي جهان پاره پاره جوامع مدرن در غرب، تشخيص دادن مناسبات مشترك بين دانش روان‌شناختي و دنياي مادي است. در اين راستا بايد روشن شود كه آيا پرسش‌هايي درباره ذخاير نفتي دولت، حقوق سرزمين، قطع درختان جنگلي و فقر براي بهزيستي فردي و يافتن حس رضايت باطن به اندازه بحث بر سر خويش مترقي بر اساس معيارهاي روان‌شناختي كه در مجلات پر زرق و برق و فرهنگ كافي شاپي رواج دارد، مهم به شمار مي‌آيند يا خير؟ روان‌شناسي با زدن نقاب علم بر چهره، نقش مهم سياسي خود را به عنوان مكتب مقتدر فرد‌گرايي مخفي نگاه مي‌دارد. حقيقت ناگوار اين است كه عده كمي به ويژه آن دسته كه از اين شرايط سود مي‌برند، تمايل دارند تا ساختارهاي درهم تنيده روان‌شناسي و نظام سرمايه‌داري را درك كنند. حتي عده معدودي خواهان درك آن هستند كه چه طور فردگرايي روان‌شناختي در نظام سرمايه‌داري، با ارائه درمان‌هاي كوتاه‌مدت براي نگراني‌هاي اجتماعي معاصر، سبب ايجاد اعتياد به معنويت‌گرايي‌هاي شخصي مي‌شود. پس روان‌شناسي، از ايدئولوژي فردگرايي حمايت مي‌كند؛ زيرا امري ضروري براي عملكرد نظام سرمايه‌داري و مصرف‌گرايي به شمار مي‌آيد و معنويت نيز محصول چنين دنيايي است؛ نه حوزه مجزايي درون اين دنيا.
 

 

 

 

معنويت خصوصي شده در قالب روان‌شناسي، راه چاره‌اي براي احساس انزوا و جدايي ما از اجتماع نيست، بلكه در حقيقت، بخشي از اين مشكل است. معنويت خصوصي، مخالف درك معنويت به عنوان امري مرتبط با عدالت اجتماعي است. مي‌توان به صراحت گفت اين نوع معنويت خطرناك است؛ چون در پس پرده آن، مفاهيمي اعتقادي از ايدئولوژي فردگرايي پنهان است. البته روان‌شناسان به درستي، مشكلات مربوط به ارزش‌هاي «از معنا تهي» را در فرهنگ مصرف‌زده17 مشاهده مي‌كنند، اما ناخودآگاهانه، محصول مصرفي ديگري را به عنوان پاسخي به آن فضا ارائه مي‌دهند.

 

 



 

منبع :

نشریه / سياحت غرب 107



نظرات
نظر خود را ثبت کنید

کاربر گرامی؛ سلامٌ علیکم

 

لطفا پیش از ثبت نظر خود توجه داشته باشید:


تجویز دارو و پیچیدن نسخه برای بیماری و مشکلات شخصی و موردی، نیاز به شرح حال کامل و معاینه بالینی دارد که طبیعتاً از طریق ارتباط مجازی، قابل حصول نیست.

 

 

لذا خواهشمندیم از تقاضای نسخه و دارو برای بیماری های موردی، اجـتناب فرمایید.

 

سایر نکات:


❶از اعلام نشانی و تلفن درمانگاه معذوریم. درصورت تمایل از طریق پایگاه «طبیب شهر»، پزشک مورد نظر خود را جستجو کنید.

ابتدا مقالات مربوطه را مطالعه کنید و پس از اطمینان از نبود اطّلاعات مورد نظرتان، نسبت به طرح سؤال اقدام کنید. از پاسخگویی به سؤالاتی که در متن مقاله پاسخ داده شده اند معذوریم.

❸از طرح سؤال هایی که نیاز به پاسخ های خصوصی و ارسال به پست الکترونیک دارد خودداری فرمایید.

❹پاسخگویی به سؤالاتِ کلّی و نیازمند پاسخ های مفصّل در توان پایگاه نیست.

❺نشانی پست الکترونیک شما در نزد پایگاه طبّ شیعه محفوظ است.

❻هرنظر را تنها یک بار ارسال کنید و از تکرار ارسال نظرات خودداری کنید.

❼حتّی المقدور از ارسال نظرات به صورت «فینگیلیش» خودداری کنید.

❽پاسخ هاي ارائه شده، كلّي و عمومي هستند و پاسخ دقيق و تخصّصي، تنها با ويزيت بيمار امكانپذير است

 

 

با سپاس و امتنان        

دکتر وحید علیان نژادی

نام :  
ایمیل :
* نظر شما
 

سایر مقالات این موضوع

هر چه فقیرتر باشی، بیشتر به صفحهٔ گوشی‌ات نگاه می‌کنی (مقاله انتخابی)[747بازدید]
بگذارید دوباره حوصلۀ بچه‌هایتان سر برود (مقاله انتخابی)[791بازدید]
همین حالا شبکه‌های اجتماعی‌تان را حذف کنید!! (مقاله انتخابی)[1488بازدید]
کودکی بهترین دوران برای یادگیری زبان خارجی نیست!! (مقاله انتخابی)[1292بازدید]
لطفاً کمی غیربهداشتی باشید!! (مقاله انتخابی)[774بازدید]
برای بچه‌ها به جای تبلت بیلچه بخرید (مقاله انتخابی)[1070بازدید]
چرا برخی از زنان ایرانی پلنگ شده‌‎اند؟ (مقاله انتخابی)[1323بازدید]
بیوتروریسم؛ یک جنگ نابرابر (مقاله انتخابی)[980بازدید]
وقتی آنلاین هستیم خودمان باشیم (مقاله انتخابی)[1927بازدید]
جامعۀ مصرف گرا (مقاله انتخابی)[1848بازدید]
چرا آدم‌های خوب در شبکه‎های اجتماعی تحمل‎ناپذیر می‌شوند؟ (مقاله انتخابی)[1590بازدید]
​تکنولوژی تراریخته؛ راهی برای افزایش محصول یا بیماری؟ (مقاله انتخابی)[1712بازدید]
ابر سربازان آینده؛ آخرین نسل از سلاح‌های زیستی (مقاله انتخابی)[1656بازدید]
زندگیِ آزمون‌زده (مقاله انتخابی)[1589بازدید]
پشت پرده اپل (مقاله انتخابی)[1702بازدید]
آیا پس از «پروژه تنظیم خانواده» نوبت به «پروژه سلامت معنوی» رسیده؟! (مقاله انتخابی)[1482بازدید]
هشدار: من از واژۀ «چاق» استفاده می‌کنم (مقاله انتخابی)[1387بازدید]
من هم از این کلمۀ برند خیلی بدم می‌آید (مقاله انتخابی)[1231بازدید]
پدیدارشناسی اینستاگرام (مقاله انتخابی)[1361بازدید]
هر غذایی فلسفۀ خودش را دارد (مقاله انتخابی)[1250بازدید]

نمایش تمامی عناوین این موضوع

آخرین مقالات

بورس‌های تحصیلی؛ ابزاری برای نفوذ و جذب نخبگان (مقاله انتخابی)
میکروتراشه‌های ضد بارداری؛ جدیدترین روش کنترل جمعیت (مقاله انتخابی)
مَـــرهَـــم؛ توصیه‌هایی از طبّ سنّتی ایران به راهیان سفر اربعین (ویراست سوّم)
از هفت ميليارد به پانصد ميليون نفر: دستور كار نخبگان جهاني براي كنترل جمعيت(مقاله انتخابی)
پشت پرده اپل (مقاله انتخابی)
نظام‌های پاداش در تربیت کودک؛ به بچه‌هایتان استیکر ندهید (مقاله انتخابی)
آيا ما نسلي از مردان جوان بار آورده‌ايم كه نمي‌دانند چگونه مرد باشند؟(مقاله انتخابی)
آیا تغییرات اقلیمی بچه‌دارشدن را غیراخلاقی کرده است؟ (مقاله انتخابی)
جذابیت و زیبایی به قیمت انواع سرطان (مقاله انتخابی)
واکسن؛ ابزار کنترلِ جمعیت در دستان بیل گیتس(مقاله انتخابی)
انتهای راه محصولات تراریخته، ناباروری است؟(مقاله انتخابی)
ساده انگاری در مقوله «مُد»!!
ویتامین‌های بی‌خاصیت (مقاله انتخابی)
استعمار نوین در سایه آموزش زبان انگلیسی (مقاله انتخابی)
کودکی بهترین دوران برای یادگیری زبان خارجی نیست!! (مقاله انتخابی)
بیوتروریسم؛ یک جنگ نابرابر (مقاله انتخابی)
مَرهَم؛ توصیه‌هایی از طبّ سنّتی ایران به راهیان سفر اربعین
هشدار: من از واژۀ «چاق» استفاده می‌کنم (مقاله انتخابی)
زندگیِ آزمون‌زده (مقاله انتخابی)
اعتیادی کراک‌گونه به بوتاکس (مقاله انتخابی)
جهان فشن؛ صنعتی استثماری برای استحمار دیگران ( مقاله انتخابی)
نسل چیپس و روغن نباتی (مقاله انتخابی)
سالنامه حجامت 1397 هجری شمسی (هدیه پایگاه طبّ شیعه)
مبارزه با حجاب، انحراف است (مقاله انتخابی)
گرداب تربیت بچه (مقاله انتخابی)
بالاخره روزی دماغ طبیعی هم «زیبا» خواهد شد (مقاله انتخابی)